محمد تقي جعفري
47
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
اين است قاعدهء كلَّى : چون بجوئى تو بتوفيق حسن باده آب جان بود ابريق تن چون بيفزايد مىتوفيق را قوّت مىبشكند ابريق را توفيق خداوندى معجزات را بوجود مىآورد : اژدها بد مكر فرعون عنود مكر شاهان جهان را خورده بود ليك از او فرعون تر آمد پديد هم وراهم مكر او را دركشيد اژدها بود و عصا شد اژدها اين بخورد آن را به توفيق خدا دست شد بالاى دست اين تا كجا تا به يزدان كه اليه المنتهى توفيق خداونديست كه حقائق از پشت پرده براى انسان نمودار مىگردند - همچو موسى بود آن مسعود بخت كاتشى ديد او به سوى آن درخت چون عنايتها به او موفور بود نار مىپنداشت و آن خود نور بود پس بدانكه شمع دين بر مىشود اين نه همچون ديگر آتشها بود اين نمايد نور و سوزد يار را وان به صورت نار و گل زوّار را اين چو سازنده ولى سوزنده اى وان گه وصلت دل افروزنده اى شكل شعله نور پاك ساز وار حاضران را نور و دوران را چو نار حاضران از غائبان خوشحالتر غائبان را نيست توفيق خبر خداوندا ، حركت در مسير كمال كه دستور تست ، بى توفيق تو امكان ندارد ، براى ما توفيق عنايت فرما - اى تقاضاگر درون همچون جنين چون تقاضا ميكنى اتمام اين سهل گردان ، رهنما ، توفيق ده يا تقاضا را بهل بر ما منه چون ز مفلس زر تقاضا مىكنى زر ببخشش در سراى شاه غنى خداوندا ، رحيما ، تو بى آنكه ما استحقاق داشته باشيم ، نعمت وجود و امتيازات آن را بر ما عنايت فرموده اى ، توفيقت را هم بهمانگونه شامل حال ما فرما - اى كريم و اى رحيم سرمدى در گذار از بد سكالان اين بدى اى بداده رايگان صد چشم و گوش نى ز رشوت بخش كرده عقل و هوش پيش از استحقاق بخشيده عطا ديده از ما جمله كفران و خطا اى عظيم ، از ما گناهان عظيم تو توانى عفو كردن اى كريم